یک سال تجربهٔ معلمی کلاس هشتم دخترانه و پیش‌دبستان پسرانه چگونه بود؟

معلمی تجربۀ و حرفۀ جدیدی است که انتخاب کرده‌ام. از این انتخاب حدود دوسالی می‌گذرد و سال دومش همراه بود با دو مدرسۀ کاملا متفاوت.

پیش‌دبستان پسرانه و سال هشتم دخترانه. ادامه خواندن یک سال تجربهٔ معلمی کلاس هشتم دخترانه و پیش‌دبستان پسرانه چگونه بود؟

نخود جامعهٔ ما گم شده است

 

سال سوم دبیرستان، معلم هندسۀ دوست داشتنی‌ای داشتیم. هرچند وقت یکبار شروع می‌کرد به خاطره گفتن. و گاهی هم وسط درس هندسۀ فضایی، درس اخلاق می‌داد. ادامه خواندن نخود جامعهٔ ما گم شده است

دستاورد ترم اول فلسفه برای کودکان

اگر کمی با ادیان الهی آشنایی داشته باشیم، می‌دانیم که همۀ آنها عقل را یک حجت درونی می‌دانند. اگر سخنان ائمه و سیرۀ آن‌ها را ببینید کاملا متوجه می‌شوید که جنس گفتگوها عقلی است. اما بخشی از همۀ ادیان، پذیرش است. ایمان به غیب یکی از این پذیرش‌های بی‌چون و چراست. شاید بعضی بگویند حتی ایمان به غیب را هم می‌توان با عقل ثابت کرد ولی حقیقتا آخر کار باید یکی دو مورد را چشم بسته بگویی بله.

با این مقدمه، می‌خواهم وارد درس تفکر شوم. وقتی می‌خواستم فلسفه برای کودکان بخوانم، این ایراد را به من وارد کردند که با ورود به این حوزه، ممکن است دین‌ات دچار مشکل شود و همه چیز را عقلی بخواهی. من از این حرف‌ها گذشتم و با توکل وارد این دنیا شدم و فکر کردم یقینا تقویت عقل و روش تفکر نباید مرا از دینی که یک پایه‌اش عقل است بیندازد. ادامه خواندن دستاورد ترم اول فلسفه برای کودکان

داستان، دریاچهٔ پر از ماهی

دوران راهنمایی بودم که هری پاتر خواندن بینمان مد شده بود. همه هری‌پاتر می‌خواندیم و سعی می‌کردیم خودمان را جای شخصیت‌های داستان تصور کنیم. با مشکلاتشان همراه می‌شدیم، روزها و شب‌ها بیدار می‌ماندیم که داستان را تمام کنیم و ببینیم به کجا می‌رسیم. همه در آرزوی هاگوارتز بودیم و دلمان می‌خواست پروفسور سریوس استادمان باشد. ادامه خواندن داستان، دریاچهٔ پر از ماهی

نام «هفتهٔ کتاب» را تغییر دهید

هفتۀ کتاب برای من از وقتی به رسمیت شناخته شد که عضو حسینیه ارشاد بودم. تا می‌توانستم کتاب امانت می‌گرفتم. اگر کارت خودم کفاف نمی‌داد به کارت بقیه هم متوسل می‌شدم. ادامه خواندن نام «هفتهٔ کتاب» را تغییر دهید

چگونه قبل از خاموش شدن، شتاب بگیریم؟

پارسال شهریور، قدم به راه فلسفه برای کودکان گذاشتم. دوره رفتم، کتاب خواندم، سعی کردم هر روز بهتر از قبل باشم. مثل هر شروعی، ابتدای مسیر پرشتاب بود. مخصوصا که ویژگی کلاس‎‌های فبک این است که هر بار در هر بحثی، و در هر جامعه‌ای، حرف جدیدی یاد می‌گیری و بحث از یک جهت عمیق می‌شود. ادامه خواندن چگونه قبل از خاموش شدن، شتاب بگیریم؟

آیا یک بستنی و شکلات روی آن می‌توانند باهم دوست شوند؟


دوران راهنمایی، سن حساسی برای دوست و دوست‌یابی است. من از این دوران خاطرات خوشی ندارم. و تشنۀ شنیدن حرف بودم. دوست داشتم معلمی از دوست و ملاک‌هایش بگوید. صحبت‌هایی هم می‌شد ولی دربارۀ این که چقدر کاربردی بود نمی‌توانم نظری بدهم. ادامه خواندن آیا یک بستنی و شکلات روی آن می‌توانند باهم دوست شوند؟

این بار از آدم‌های بدعکس، عکس بگیریم!

هنگام مصاحبه با پیش‌دبستان، گفته بودم که می‌توانم عکاسی کنم. دوره‌ای گذرانده‌ام و چند سال تجربه هم دارم.

بعد از شروع سال تحصیلی قرار شد که مسئولیت عکس پیش‌دبستان با من باشد. آرشیو کردن، انتخاب عکس برای نشریه، انداختن عکس و … ادامه خواندن این بار از آدم‌های بدعکس، عکس بگیریم!

بعد از یک سال تدریس فلسفه برای کودکان چه چیزی حاصل شده است؟

پنج‌شنبه کلاس مدرسه تمام شد.

یک‌سال تحصیلی با بچه‌ها در زمینه فلسفه برای کودکان کار کردیم. بعد از تمام شدن اولین سالی که فبک تدریس کرده‌ام، از خودم می‌پرسم ماحصل این یک سال زحمت چه بوده است؟

شاید بتوان از جنبه‌های متفاوتی به این سوال نگاه کرد.

اول از همه بگذارید از دید بچه‌ها بگویم.

ادامه خواندن بعد از یک سال تدریس فلسفه برای کودکان چه چیزی حاصل شده است؟

انگیزۀ جدید من برای تحمل کانون زبان چیست؟

مدت‌هاست که از خواندن زبان انگلیسی خسته شده‌ام. به دنبال زبان دومی می‌گشتم، که شاید در کنار شوق آن، به انگلیسی هم نگاه تازه‌ای داشته باشم.

ادامه خواندن انگیزۀ جدید من برای تحمل کانون زبان چیست؟