پناهگاه تضمین شده

هرکدام از ما لیستی از کارهایی داریم که مواقع ناراحتی به آن‌ها پناه می‌بریم. من چندین سال پیش لیست‌ام را جمع کردم. قدم زدن‌های طولانی، کتاب خواندن دیوانه‌وار، فیلم دیدن، دور شدن از فضای مجازی و …

ادامه خواندن پناهگاه تضمین شده

نوروزی که بوی نوروز نمی‌دهد

نوروز بود.

منصور دوانقی به امام موسی کاظم امر کرد که بیا و در مجلس ما بنشین. امام کاظم گفتند شرکت نمیکنم. اما منصور، امام را به خدا قسم میدهد. حضرت آمدند و در مجلس نشستند. قرار بود هرکسی هدیه‌ای می‌آورد امام بپذیرد

ادامه خواندن نوروزی که بوی نوروز نمی‌دهد

ارباب و بنده تولستوی تا ارباب و بندۀ امروز

نیکیتا بندۀ واسیلی آندره‌ایچ بود. آندره‌ایچ سر نیکیتا کلاه می‌گذاشت. و اکنون هر دو در برف مهیبی گیر افتاده‌اند و مجبورند شب را در دره‌ای بگذرانند. اینجا بخشی از افکار نیکیتا را می‌خوانیم:

«یکی از پاهای نیکیتا، همان که در چکمۀ تخت‌پاره بود کرخت شده بود و انگشت شستش بی حس شده بود و از این گذشته تمام بدنش سردتر و سردتر میشد. فکر می‌کرد ممکن است و حتی احتمال زیاد دارد که همان شب بمیرد. اما این فکر چندان برایش ناگوار نبود و وحشتی هم از آن نکرد. فکر مرگ برایش ناگوار نبود زیرا در زندگی هرگز روی خوشی و آسودگی ندیده و به عکس پیوسته در خدمت این و آن گذرانده و نفس راحتی نکشیده بود. و از این جور زندگی داشت خسته می‌شد.

ادامه خواندن ارباب و بنده تولستوی تا ارباب و بندۀ امروز

آیا شما به عصای موسی در کلاس احتیاج دارید؟

به عنوان یک معلم درخانه نشسته باید اعتراف کنم که روز اول تعطیلی‌ها خیلی خوشحال بودم. ولی فقط برای یک روز خوشحالی ادامه داشت. نه بیشتر. نه به اندازۀ یک هفته یا 15 روز.

اما چاره چیست؟ اتفاقی است که پیش آمده و ناگزیریم با شرایط وفق پیدا کنیم. من برای وفق پیدا کردن، چند برنامه برای خودم تنظیم کردم. اول هر هفته سعی می‌کنم برنامۀ هفتۀ بعدم را بنویسم. برنامه‌ای که دقیق باشد و فضایی نباشد. خوشی‌های کوچکی هم میانش می‌گذارم.

ادامه خواندن آیا شما به عصای موسی در کلاس احتیاج دارید؟

مردان آنجلس

تعطیلات آلودگی برای منِ معلم، دستاوردهای زیادی داشت که یکی از مهمترین آن‌ها، دیدن سریال «مردان آنجلس» بود. شاید دو جلسه‌اش را در این فرصت دیدم.


سریال «مردان آنجلس» داستان اصحاب کهف را روایت می‌کند و برای اواخر دهۀ هفتاد است. آنچه این سریال را برای من دوست‌داشتنی می‌کرد، سخنان مکسیمیلیانوس -یکی از اصحاب غار- بود. او به شهر آمده و می‌خواست خریدی کند. ناگهان با این واقعیت روبرو می‌شود که 300 سال از زمان خودش گذشته است. وقتی این واقعیت را می‌پذیرد آرامش خاصی پیدا می‌کند. نوادگانش از او پرسیدند: اکنون چه احساسی داری؟

ادامه خواندن مردان آنجلس

همۀ ما فرعون هستیم

خواندن دربارۀ مصر باستان همیشه برای من مهیج بود. وجود رودخانۀ نیل باعث شده بود تا مصر شبیه یک بته گل سرخ در میان صحرا باشد.

مصر باستان در همه چیز پیشتاز بود. نجوم، ریاضیات، اقتصاد، کتابت، طب و  … این علوم و فضائل همراه با خزانۀ گرانبهای مصر گواهی است برا عظمت این سرزمین باستانی.

ادامه خواندن همۀ ما فرعون هستیم

کتابی به وسعت یک کارگاه انگیزشی

هرچقدر هم تلاش کنیم و یا آدم‌های بلندپروازی باشیم امکان اینکه روزی همسر رییس جمهور آمریکا بشویم، محال به نظر می‌رسد. برای همین میشل اوباما با نوشتن زندگینامه‌اش ذهن‎ مرا تا حدی با این منصب آشنا کرده است.

ادامه خواندن کتابی به وسعت یک کارگاه انگیزشی

تا این کتاب در دستتان است، صدای جنگ در گوشتان می‌پیچد

تصور شما از جنگ چیست؟

یادم می‌آید در کتابی خواندم، سینمای جنگی ایران، جنگ را مثبت تلقی می‌کند. و نویسنده با تمام تلاش سعی کرده بود جوانب مختلف این قضیه را بررسی کند. نویسنده اهتمام می‌ورزید فعل جنگ را از حس ما نسبت به آن جدا کند. او معتقد بود ذات جنگ خوب نیست ولی ما در برهه‌های زمانی مجبوریم بجنگیم، اما آنچه در سینما نشان می‌دهد جنگ را مثبت جلوه می‌دهد.

ادامه خواندن تا این کتاب در دستتان است، صدای جنگ در گوشتان می‌پیچد

برای من کمد نارنیا کادو بیاورید

دوم مهر است و باید به کلاس فلسفه برای کودکان بروم.

دانش آموزان را تا حدودی می‌شناسم. 5 جلسه در تابستان سر کلاسشان رفته‌ام. خلقیات بعضی از آن‌ها دستم آمده اما هنوز برای برخی از آن‌ها راهکار کارآمدی به ذهنم نرسیده.

ادامه خواندن برای من کمد نارنیا کادو بیاورید

از فرش روضه تا خیمه‌گاه

لشکر حر به دنبال امام حسین راه افتاده بود. ابن‌زیاد به حر نامه نوشت که به حسین سخت بگیر.

حر قصد حمله و جنگ با امام را نداشت و منتظر پاسخ نامه‌اش از کوفه بود.

امام می‌رفت و حر با ایشان حرکت می‌کرد تا نگذارد ایشان به مدینه برگردد.

در همین هنگام چهار مرد سواره نمایان شدند. تا امام حسین را دیدند شروع کردند به رجز خواندن و از صفات حضرت شعر سرودن. چهار مرد سواره می‌خواستند به امام حسین بپیوندند.

ادامه خواندن از فرش روضه تا خیمه‌گاه