محرم کرونایی

انبارهای پر از اشک، روایتی از محرم در روزگار کرونا

عالم عادت کرده است که شب اول محرم که می‌شود، صدای گریه و آه بشنود. سراسیمه، مثل کسی که عزیزی در سفر داشته، سفری یکساله، خودمان را به حسینیه می‌رسانیدم. گوشه‌ای از فرشی می‌نشستیم، کفش‌هایمان در کیسه در بغل، سرمان را می‌انداختیم پایین، حال روضه‌خوان چه بخواند چه نخواند، برای خودمان زار می‌زدیم. دلمان خوش همان یک تکه فرش بود، دو استکان خرما، سیاهی‌ها و چهرهای آشنا.

اما امسال، عالم صدای گریۀ شدیدتری می‌شنود.

صدای سنگ‌های سردی که قرار بود تن سردشان با فرش های او گرما بگیرد.

صدای گریۀ فرش‌هایی که در انبارها افتاده‌اند و تاروپودشان با قدم‌های مهمانان او محکم می‌شد.

صدای گریۀ استکان‌های در جعبه. حق دارند. خودشان را با دیدن چهرۀ اشک آلود بعد روضه شناخته‌اند. یک سال تاریکی جعبه را تحمل می‌کردند تا در تاریکی آخر دعا سر ریز از چای روضه شوند.

تلق‌تلق استکان‌های آخر روضه خاموش است. همهمۀ همیشگیشان سر اینکه کدام یک منتخب صاحب روضه شوند تا مادرشان در آن استکان خوش‌عاقبت چای بریزد، به گوش نمی‌رسد.

سماورها، قوری‌ها، نعلبکی و قندان‌ها، فلاکس‌های کنار منبر، کلمن‌های شربت که تازه پایشان به روضه‌ها باز شده بود.

سیاهی‌ها یکسال بار غم و اندوه را روی پارچه‌هایشان تاب می آوردند تا یک دهه روی دیوار روضه بخوانند.

کیسه‌های کفش چه بگویند؟ یکسال است منتظرند خاک کفش مهمانان او را نفس بکشند. چگونه تاب بیاورند؟

عالم، تحمل کن. بگذار ضجه بزنند. بگذار فریاد بزنند.

ما که خیلی وقت است از همه چیز محروم شده‌ایم. اما محرم، دلخوشی یکسالمان بود. دلخوشی ما که نه، دلخوشی فرش‌ها، سنگ‌ها، قوری‌ها، سیاهی‌ها، کیسه‌‌های کفش و ….

یکسال دنیا را تحمل می‌کردیم تا ده روز در محرم زندگی کنیم.  

امسال، کفش‌هایمان پشت در، روی فرش‌ها و مبل‌های خانه‌های خودمان می‌نشینیم، روضۀ او را می‌شنویم. شاید دعای اسباب منزل مستجاب شده، دلشان می‌خواسته شبیه فرش روضه شوند، شبیه صندلی‌های روضه، ارج و قربی پیدا کنند.

عالم تحمل کن، این چراغ که خاموش شدنی نیست. صاحب روضه، حضرت زهرا، خودشان چراغ‌های روضه را نگه می‌دارند.

امسال این چراغ‌ را درخانه‌هایمان روشن کرده‌اند.

شب اول محرم الحرام 1442قمری- 1399 شمسی

1+

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *