نخود جامعهٔ ما گم شده است

 

سال سوم دبیرستان، معلم هندسۀ دوست داشتنی‌ای داشتیم. هرچند وقت یکبار شروع می‌کرد به خاطره گفتن. و گاهی هم وسط درس هندسۀ فضایی، درس اخلاق می‌داد.

من دائما، سر هر کلاسی، سوال داشتم. جملۀ معروفم در هر کلاسی«ببخشید می‌شه یک سوال بپرسم» بود. (و هست.)

معلم هندسه مدارا می‌کرد، بعضی اوقات هم جوابم را نمی‌داد. آخرهای سال، بعد از کلی مدارا با من و امثال من گفت:

«شما سی نفرید. و هرکدوم یک سی‌اوم سهم دارین تا توی کلاس حرف بزنین. من تا الان خیلی صبر کردم تا شما یاد بگیرین چقدر سوال بپرسین.»

این نصیحت تا امروز، از گوش من بیرون نرفته است. به‌نظرم این حرف، فقط سر کلاس صادق نیست. انسان در هر موقعیتی، سهم مشخصی برای خودش دارد. البته مثل هر حرف زیبای دیگری بین گفته تا عمل فاصلۀ زیادی است.

مشکل کلاس هندسه برای کلاس تفکر هم پیش آمد. 

پایه و اساس کلاس تفکر، گفتگوست. 

بعضی بچه‌ها کم حرف می‌زنند و با هر لطایف‌الحیلی وارد گود نمی‌شوند. از آن طرف به بعضی‌ها باید بگویی ساکت تا بفهمند نباید جای همه صحبت کنند.

برای عملی کردن داستان کلاس هندسه، روش «نخود» را پیاده کردیم.

برای هر نفر، سه نخود آلومینومی درست کردیم. هرکسی هر حرفی می‌زد، یک نخودش را می‌گذاشت کنار، و وقتی سه تا نخودش تمام می‌شد، باید صبر می‌کرد تا همه نخودهایشان تمام شده و دوباره ظرف‌ها پرنخود شود.

کلاس عجیب پیش می‌رفت. همه خسیس شده بودند. می‌گفتند نخود دارایی ماست و مگر خرجش می‌کردند؟

جالبی قضیه اینجا بود که بچه‌های کم حرف، دست‌ودل بازتر بودند. راحت‌تر نخودشان را وسط می‌گذاشتند.

بحث کلاس، مثل همیشه عمیق نشد ولی به‌نظرم یادگیری این جلسه خیلی مهم‌تر بود.

ما هرجا هستیم، سهم مشخصی از جامعه برای ماست.

1 دیدگاه برای «نخود جامعهٔ ما گم شده است»

  1. با سلام و عرض ادب.
    شکیبا هستم البته فامیل من شکیبا است . سوال و مشورتی دارم . اگر امکان دارد به آدرس زیر برای من Email بزنید. سپاسگزارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *