نوبت چخوف است

یک شب بدو بدو متن می‌نویسم،

یک شب باید دکمهٔ مانتو بدوزم،

یک شب باید کتاب‌های جدی بخوانم تا به دوره‌های مطالعاتی برسم و یا از مقاله‌‌های مشخصی نت بردارم،

یک شب وقتی به خانه می‌رسم توان حرکت ندارم،

یکی دو شب هم سهم کلاس‌های انلاین است،

ولی دوشنبه‌ها

وقتی ساعت ۹‌ می‌شود،

کتاب داستان برمی‌دارم،

چخوف

و غرق می‌شوم.

چخوف چنان ماهرانه می‌نویسد که زمان و مکان واقعی را حذف می‌کند و دروغ چرا، از وقتی صبح دوشنبه چشم‌هایم را‌ باز می‌کنم، منتظر همین لحظه‌ام.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *