در محضر سریال‌های انگلیسی

مدتی است که سریال ویکتوریا را می‌بینم. همزمان سریال crown را هم دنبال می‌کنم. دو سریال انگلیسی که جریان ملکه‌های انگلستان را نشان می‌دهد. یکی ملکه ویکتوریا و دیگری ملکه الیزابت.

سریال‌های انگلیسی همواره برای من شبیه یک کلاس درس است. اما این دو کمی متفاوت‌اند. بنظر من نکتۀ جالب این دو سریال این است که در هیچ‌کدام از آن‌ها، ملکه و همسرش را قدیس نشان نمی‌دهند. یا دشمنانشان را ضعیف نمی‌شمرند. هر قسمت، داستان چالش‌های ملکه است. او همان انسان عادی است که با همسرش دعوا می‌کند، برایش مشکل پیش می‌آید، گریه می‌کند و یا نیاز به مشورت پیدا می‌کند. دقیقا عکس سریال‌های ایرانی که در آن عده‌ای(جز معصومین) را قدیس می‌دانند. یقینا نشان دادن یک انسان با چالش‌ها و نحوۀ حل مسئله‌اش، بسیار دلنشین‌تر از این است که با یک سری آدمی که هیچ اشتباهی نمی‌کنند برخورد داشته باشیم.

من فکر می‌کنم همین نحوۀ تفکر باعث شده است که اکثر ما ایرانی‌ها دچار ایده‌آلگرایی و کمالگرایی شویم و صفر و یکی فکر کنیم. هیچ طیفی نداریم. اشتباه کردن برایمان حکم مرگ را دارد و اگر کاری عالی نباشد، حالمان بد می‌شود. این حرفم را با تلاش نکردن قاطی نکنید. من همیشه سعی می‌کنم توصیه پیامبرم را به خاطر داشته باشم که می‌فرمایند کارهاتان را محکم کنید. (کامل و تمام انجام دهید) ولی این حرف با ایده‌آلگرایی، که اکثر ما با آن درگیر هستیم، متفاوت است.

از طرف دیگر فکر می‌کنم این کار، یعنی مقدس شمردن آدم‌های عادی، لذت درک حل مسئله را هم از ما می‌گیرد.

یک انسان با تمام فراز و نشیب‎ها و تصمیم‌هایش تعریف می‌شود. حتی اگر ملکۀ انگلستان باشد.

4+

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *