«فلسفه برای کودکان» کلمات و داستان‌ها را از قیدوبند می‌رهاند

هر داستان از تعدادی درون مایه تشکیل شده است.

ولی ما در دوران مدرسه، هنگام خواندن داستان، به یک درون‌مایه می‌پرداختیم.

و برای فهم درون‌مایه‌ها هم زحمتی به خود نمی‌دادیم، زیرا هر فصل، معین کنندۀ مطالبی بود که درون آن قرار داشت. به‌عبارتی داستان، اسیر فصلش بود.

نمی دانم این دلیل کافی‌ست یا دلایل دیگری هم وجود دارد، ولی تمامی ما، مردمان ایران زمین، در فهم درون‌مایه‌های داستانی ضعیف هستیم.

شاهدش هم بچه‌های کلاس هشتمی هستند که با آن‌ها تفکر می‌خوانم.

هفته گذشته، داستان جدیدی خواندیم. جریان پدربزرگ و پسری بود که باهم رفیق بوده و باهم صحبت می‌کردند. در یکی از این مکالمات، پدربزرگ داستانی برای نوه تعریف می‌کند. و در آن از دوست قدیمی‌اش می‌گوید، این دوست، ابتدا خانواده‌اش را ترک می‌کند، سپس پلیس آمده و او را می‌برد و پدربزرگ دیگر او را نمی‌بیند تا روزی که می‌فهمد رفیقش مرده است.

[داستان ادامه دارد و شما حق دارید که با خواندن چنین خلاصه‌ای به مفاهیم آن پی نبرید. ]

بعد از خواندن داستان، بچه ها شروع کردند به ساختن سوال.

سوال همگی فقط حول مردن می‌چرخید. نه از دوستی پدربزرگ و کودک سوال داشتند، نه از مراتب غیب شدن دوست پدربزرگ.

اما ما چه کردیم؟

به جای آنکه طبق معمول به سوال فراگیر بچه‌ها جواب دهیم و تمرینی در آن زمینه انتخاب کنیم، روی مفاهیمی کار کردیم که بچه‌ها تشخیص نداده بودند.

مثلا « از دست دادن»

دوست پدربزرگ، ابتدا از پیش خانواده‌اش رفت، و خانواده‌اش او را از دست دادند، ولی کسی به این از دست دادن تدریجی توجهی نکرد.

در تمرین از دست دادن، عناوین متفاوتی مطرح می‌شد و بچه ها با دلیل می‌گفتند که آیا می‌توان آنها را از دست داد یا نه.

برای مثال:

حیوان خانگی (بچه ها اول فقط تصور می‌کردند مردن، از دست دادن است، اما با کمی تامل فهمیدند به طور مختلفی می‌توان یک حیوان را از دست داد.)

دوست، ایده و …

یکی از مهم‌ترین کلماتی که بررسی شد: «آزادی» بود.

آیا میتوان آزادی را از دست داد؟

یقینا بله. ولی از آنجا که یک مهارت اساسی در فبک، دسته‌بندی‌ست، بچه‌ها شروع به دسته‌بندی انواع آزادی کردند:

  • آزادی فکری، آزادی جسمی، آزادی روحی( احساسی)
  • آزادی مضر، آزادی مفید.
  • آزادی که با رضایت از دست داده باشیم، آزادی که به اجبار دیگران از ما گرفته باشند.

شاید شما هم انواع متفاوتی برای آزادی در ذهنتان داشته باشید، و بتوانید دسته‌بندی‌های متنوعی ایجاد کنید. بعد از این دسته‌بندی‌ها، به این فکر کنیم که هر کدام را چگونه می‌توانیم از دست بدهیم.

چنین تمرین‌هایی برای ذهن، فوق‌العاده موثر است و گویی کشش‌ سلول‌های مغزی‌ام را بعد از چنین فکرهایی احساس می‌کنم.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *