قهوۀ نویسندگی چیست؟

جلسه اول کلاس عکاسی، استاد مشغول توضیح دادن راه کلی کلاس بود که در بین حرف‌هایش گفت:

«بچه‌ها هر شب یک ساعت عکس خوب ببینید، عکس خوب دیدن باعث ایده گرفتن می‌شود، انقدر عکس ببینید تا کور شوید.»

در ادامه به مثال جالبی اشاره کرد:

در عطر فروشی هم همین اتفاق می‌افتد، آن‌قدر عطر بو می‌کنیم که دیگر چیزی حس نمی‌کنیم، به دستمان قهوه می‌دهند تا بوی خوش بقیه عطرها هویدا شود.

بعد از مرور حرف‌های کلاس، به این نتیجه رسیدم که در هر زمینه‌ای، اگر بخواهیم جدی حرکت کنیم، رویه همین است .

در نویسندگی هم باید آن‌قدر بنویسی تا دست‌هایت لال شوند. اما قهوۀ نوشتن چیست تا بتوانی دوباره به خوبی فکر کنی؟

یقینا کتاب خواندن باعث  ایده گرفتن و نوشتن می‌‌شود، اما خواندن کافی نیست. محمد قائد حرف زیبایی می‌زد، وقتی یکی از روشنفکران معاصر را نقد می‌کند می‌گوید :

« بی‌تردید بدون نظریه‌های مندرج در کتاب‌ها نمی‌توان جهان را درک کرد. اما بدون زندگی در جهان واقعی، کتاب‌ها را نمی‌توان درک کرد و ارزش محتوای آن‌ها را محک زد.»

پس آنچه ذهن نویسنده را سر ذوق می‌آورد تا دوباره بتواند رایحه جدیدی را بیاید، زندگی‌کردن است.

قدم زدن، ورزش کردن، یادگیری مهارت‌های جدید، معاشرت با دوستان متفاوت و در یک کلمه چشیدن زندگی، ناخودآگاه برنامۀ روتین شما می‌شود.

اگر از راه نویسندگی، کتابی هم چاپ نکردید، نگران نباشید، حداقل در این مسیر خوب زندگی کردن را یاد می‌گیرید.

13+

4 دیدگاه برای «قهوۀ نویسندگی چیست؟»

  1. سلام شکیبا
    چقدر خوب اشاره کردی
    نویسنده ها علاوه بر اینکه اینه خودشان هستند اینه تمام نمای اطرفیان و محیط زندگیشون هستند

    0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *