از «نونِ نوشتن» تا «هـِ هویت»

«در محیط‌های ادیبانه‌ای که در سنین 22 تا 27 سالگی‌ام از کنارشان گذشتم، بزرگترین خطری که احساس کردم این بود که این محیط‌ها ممکن است مرا از اصل و مسیر خودم دور کنند، چون آن‌ها برای خود و زندگانی خود ملاک و معیارهایی داشتند که از نظر من مضحک و گاهی گریه‌آور بود. تقریبا می‌توانم بگویم اکثریت قریب به اتفاق ایشان دنبال خود، از طریق بازتاب خود در دیگران می‌گشتند. بنابراین اگر کسی آن‌ها را نمی‌دید و یا درباره‌شان حرف نمی‌زد، خود را نبود حس می‌کردند. این رو عطش ناخوشایندی به نمایاندن خود به دیگران داشتند.»

از کتاب نون نوشتن، نوشتۀ محمود دولت‌آبادی، ص 47

ادامه خواندن از «نونِ نوشتن» تا «هـِ هویت»

ضرورتا متجدد و هم قلبا خداباور

ناصرالدین شاه را همگی می‌شناسیم. شاه قاجار که سفرهای خارجی بسیاری رفته است. او را مظهر بارز دودلی و این پا و آن پا کردن در مقابل فرهنگ غرب دانستهاند. هم کشش، و هم هراس، اقتباس در ظاهر ولی رد در عمل و باطن. او با خودش کاهو سکنجبین به اروپا برد ولی از آن طرف غر می‌زد که چرا این اروپایی‌ها روی کاهو روغن زیتون می‌ریزند. به دیدن اپرا رفته و صدای زنی که اپرا می‌خوانده را به زوزۀ سگ تشبیه کرده، از آن طرف برای زن‌های حرمسرایش لباس بالرین می‌خرد و با خود به ایران می‌برد. ادامه خواندن ضرورتا متجدد و هم قلبا خداباور

خودشناسی با تاریخ- قسمت اول

محرم که می‌شود، می‌خواهم خودم را در این دهه پیدا کنم. از خودم می‌پرسم امسال بیشتر شبیه چه کسی شده‌ام؟

فکر می‌کنم هر فرد با هر شخصیتی، می‌تواند خودش را در عاشورا پیدا کند. ادامه خواندن خودشناسی با تاریخ- قسمت اول

مدرسۀ جدید، شناخت بیشتر خود

امسال تابستان، در یک مدرسۀ جدید مشغول شده‌ام. مدرسه‌ای که با دیگر مدارس متفاوت است. مربی‌ها همه به‌روز هستند و دائما علمشان را به‌روز می‌کنند. نحوۀ برخوردشان با کودکان و مداخلات تربیتی آن‌ها، از روی جدیدترین و دقیق‌ترین مکتب‌های تربیتی است. ادامه خواندن مدرسۀ جدید، شناخت بیشتر خود