از این قرن تا آن قرن

وقتی که نوبت به درس جغرافی می‌رسید مادربزرگم می‌گفت: «عزیزم به تو چه که آنطرف دنیا کجاست و اسم این همه کوه‌ها و دریاها چیست؟ تو همان راه بهشت را یاد بگیر این‌ها همه پیشکشت.»

این جمله را چند شب پیش خواندم، در کتاب دارالمجانین.

از شما چه پنهان از طرز فکر مادربزرگ خوشم آمد. مادربزرگی که آخرین بهار قرن پیش را دیده.

ادامه خواندن از این قرن تا آن قرن

کتابی که هر پدر و مادری باید بخوانند

در اطرافتان چند خانواده دیده‌اید که از هم پاشیده است؟

چند خانواده دیده‌اید که در آن خواهر و برادرها روابط خوبی ندارند و با فوت شدن پدر و مادر خانواده، نطفۀ دعوا و آشوب بسته می‌شود؟ شبیه آتشی که زیر خاکستر مانده و منتظر یک فوت است که سر از زیر بیرون بیاورد. اما در بیشتر مواقع ظاهر قضیه برایمان آشکار است. فقط دیده‌ایم که خانواده‌ای نابود شده است، اما از اینکه در ورای این داستان چه گذشته است، چیزی نمی‌دانیم. سمفونی مردگان ماجرای مَگوی یکی از این دعواهاست.

ادامه خواندن کتابی که هر پدر و مادری باید بخوانند

داستانی که ملاک‌هایتان را بهم می‌ریزد

وقتی کتاب می‌خوانیم تا یک مدت همراه ماست. هرچقدر نویسنده قوی‌تر بنویسد، بیشتر داستان در ذهنمان می‌ماند.

سال‌هاست کتاب «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» اثر «زویا پیرزاد» را خوانده‌ام ولی هنوز هم قاب عکس آشپزخانۀ کلاریس و پنجره‌اش، کره‌ای که روی میز می‌گذاشت یا صندلی سبزش را فراموش نمی‌کنم.

یا چند وقت پیش به یاد «رت باتلر» افتاده بودم که چقدر خوش به موقع وارد دنیای اسکارلت می‌شد.

ادامه خواندن داستانی که ملاک‌هایتان را بهم می‌ریزد

کتابی به وسعت یک کارگاه انگیزشی

هرچقدر هم تلاش کنیم و یا آدم‌های بلندپروازی باشیم امکان اینکه روزی همسر رییس جمهور آمریکا بشویم، محال به نظر می‌رسد. برای همین میشل اوباما با نوشتن زندگینامه‌اش ذهن‎ مرا تا حدی با این منصب آشنا کرده است.

ادامه خواندن کتابی به وسعت یک کارگاه انگیزشی

نام «هفتهٔ کتاب» را تغییر دهید

هفتۀ کتاب برای من از وقتی به رسمیت شناخته شد که عضو حسینیه ارشاد بودم. تا می‌توانستم کتاب امانت می‌گرفتم. اگر کارت خودم کفاف نمی‌داد به کارت بقیه هم متوسل می‌شدم. ادامه خواندن نام «هفتهٔ کتاب» را تغییر دهید

نوبت چخوف است

یک شب بدو بدو متن می‌نویسم،

یک شب باید دکمهٔ مانتو بدوزم،

ادامه خواندن نوبت چخوف است

بازگشایی کتابخانۀ شکیبستان برای عموم- تابستان 97

داشتم کتابخانه‌ام را مرتب می‌کردم که متوجه شدم حجم قابل قبولی کتاب در این مدت خوانده‌ام. البته راه زیادی تا هدفم مانده است.

در همین تصورات، تصمیم گرفتم بعضی از کتاب‌های کتابخانه‌ام را امانت دهم. ادامه خواندن بازگشایی کتابخانۀ شکیبستان برای عموم- تابستان 97

گاوخونی درس‌نامۀ ساده‌نویسی

یکی از اصول مهم نویسندگی، ساده‌نویسی است. این اصل هم حاصل نمی‌شود مگر با زیاد نوشتن و زیاد خواندن. دوماهی است که در نوشته‌هایم به سادگی بسیار دقت می‌کنم. از هر جمله‌ای که می‌نویسم توقع دارم که ساده‌ترین حالت ممکن باشد و برای همین چندین بار آن را خوانده و بازنویسی می‌کنم.

حال فرض کنید که هرشب تمرین ساده‌نویسی می‌کنید و در این میان با کتابی مواجه می‌شوید که در نهایت ممکن ساده نوشته شده است. ادامه خواندن گاوخونی درس‌نامۀ ساده‌نویسی

چگونه یک دورۀ مطالعاتی تلگرامی می‌تواند مفید باشد؟

تا به حال دورۀ تلگرامی مطالعه کتاب به گوشتان خورده است؟

آیا پیش آمده برای مطالعۀ یک کتاب، در کلاس تلگرامی ثبت نام کنید؟

ادامه خواندن چگونه یک دورۀ مطالعاتی تلگرامی می‌تواند مفید باشد؟

اول کتابِ فیلم را بخوانیم یا فیلمِ کتاب را ببینیم؟

اولین باری که هری‌پاتر می‌خواندم اصرار داشتم که فیلم‌هایش را بعد از تمام کردن کتاب ببینم.

ادامه خواندن اول کتابِ فیلم را بخوانیم یا فیلمِ کتاب را ببینیم؟