الگوریتم معلمی

«پیشاپیش از لحن محاوره‌ای عذرخواهی می‌کنم. ولی گاهی دلم برای این مدل نوشتن تنگ می‌شود.»

برای نوشتن یک برنامه کامپیوتری، باید اول از همه به الگوریتم‌ش فکر می‌کردیم.

اینکه برناممون چطوری کار کنه، بنظرم نصف بیشتر حل مسئله بود. ادامه خواندن الگوریتم معلمی

تجارب مهندسی در طبق اخلاص برای نویسندگی

پدر من همیشه به ما می‌گفتند:

«در هر رشته‌ای که می‌خواهی فعالیت کنی، اول چند سال ریاضی بخوان و یک مهندسی بگیر.»

ایشان عقیده دارند با تلاش و کوشش می‌شود در هر رشته‌ای موفق شد، ولی اگر اول مهندسی بخوانی، مدل ذهنی که در این زمینه به دست می‌آوری باعث موفقیتت می‌شود.

بنده هم عاشق و واله مهندسی کامپیوتر بودم و در دانشگاه هم همین رشته را خواندم.

ولی اگر کسی از من بپرسد که در آینده چه کاری می‌خواهی انجام دهی، یقینا درآن حرفی از حرفه کامپیوتر یا برنامه نویسی به میان نمی‌آید.

اما مردم به همین سوال راضی نمی‌شوند و در ادامه باتعجب از من می‌پرسند:

«اگر نمی‌خواستی ادامه دهی چرا چهارسال درس خواندی؟ پشیمان نیستی؟»

یقینا من از این 4 سال مهندسی پشیمان نیستم. این چهار سال فرصتی بود تا دوباره متوجه درستی حرف‌های پدرم شوم.

مهندسی ارمغان‌های فراوانی برای من داشت.

اولین رهاوردی که در بین کدهای کامپیوتر پیدا می‌کنید قابلیت حل مسئله است. همچنین همان روزهای اول، دانشجویان را در دریای اینترنت رها کرده و همه متوقع‌اند که شما همه چیز را خودتان یاد بگیرید.

لکن مهم‌ترین دستاوردی که مهندسی برای من داشته و اکنون در نویسندگی به من کمک می‌کند، قانون استمرار است.‌

پروژه نهایی من، اجرای یک بازی بر روی تلویزیون بود. فناوری جدیدی که نه تنها من آشنایی با آن نداشتم، بلکه در اینترنت هم منابع زیادی از این مبحث موجود نبود.

ولی هربار که به یک مسئلۀ جدید برخورد می‌کردم، اگر یک ساعت با آن سروکله میزدم، قطعا می‌توانستم حلش کنم.

کسی نمی‌تواند ادعا کند که فهمیدن، در دست اوست. ولی ایجاد مقدمات یقینا در دست ماست. برای من مقدمۀ رسیدن به ایدۀ جدید، یک ساعت تمرکز بود.

این قانون استمرار در همۀ زندگی من جاری‌ست. هنگامی‌که ایدۀ نوشتن مطلبی به ذهنم می‌رسد، اگر حداقل یک ساعتی را متمرکز بر روی آن فکر کرده و از چند منظر متفاوت، نوشته را بازنویسی کنم، ناخودآگاه متنی خودش را به من نشان می‌دهد که عجیب به دلم می‌نشیند.

در مطالعه، تحقیق و اکثر کارها این قانون صادق است. ممکن است زمان دست‌یابی به نتیجه متفاوت باشد، ولی بهرحال چشیدن شیرینی پی‌آمد بعد از تلاش، همان است که مهندسی کامپیوتر به من چشانده است.(هرچند نتیجه متفاوت ازآنچه من متصور بوده‌ام، باشد.)

با این اوصاف چگونه می‌توانم از مهندسی کامپیوتر پشیمان باشم؟

 

 

عکس‌نوشت: قطعه کدی‌ست که در آن می‌گوید تا هنگامی‌که موفق نشده‌ای، تلاش کن، و فقط زمانی می‌توانی از تلاش دست برداری، که مرده باشی.