دلیل نخ‌نما

در هفتم محرم، نامه‌ای از ابن زیاد به کربلا رسید که:

«میان حسین و یارانش و آب فرات حائل شو، تا اینکه یک قطره آب نچشد، چنانکه با عثمان چنین رفتار شد.»

وقتی این نامۀ ابن‌زیاد را خواندم دلم می‌خواست می‌توانستم سرم را در کتاب فرو کنم، طوری که روبه‌روی ابن زیاد قرار بگیرم و به او بگویم: «چطور رویت شد چنین نامه‌ای بنویسی؟»

ادامه خواندن دلیل نخ‌نما
2+

انبارهای پر از اشک، روایتی از محرم در روزگار کرونا

عالم عادت کرده است که شب اول محرم که می‌شود، صدای گریه و آه بشنود. سراسیمه، مثل کسی که عزیزی در سفر داشته، سفری یکساله، خودمان را به حسینیه می‌رسانیدم. گوشه‌ای از فرشی می‌نشستیم، کفش‌هایمان در کیسه در بغل، سرمان را می‌انداختیم پایین، حال روضه‌خوان چه بخواند چه نخواند، برای خودمان زار می‌زدیم. دلمان خوش همان یک تکه فرش بود، دو استکان خرما، سیاهی‌ها و چهرهای آشنا.

اما امسال، عالم صدای گریۀ شدیدتری می‌شنود.

ادامه خواندن انبارهای پر از اشک، روایتی از محرم در روزگار کرونا
1+