داستانی که ملاک‌هایتان را بهم می‌ریزد

وقتی کتاب می‌خوانیم تا یک مدت همراه ماست. هرچقدر نویسنده قوی‌تر بنویسد، بیشتر داستان در ذهنمان می‌ماند.

سال‌هاست کتاب «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» اثر «زویا پیرزاد» را خوانده‌ام ولی هنوز هم قاب عکس آشپزخانۀ کلاریس و پنجره‌اش، کره‌ای که روی میز می‌گذاشت یا صندلی سبزش را فراموش نمی‌کنم.

یا چند وقت پیش به یاد «رت باتلر» افتاده بودم که چقدر خوش به موقع وارد دنیای اسکارلت می‌شد.

ادامه خواندن داستانی که ملاک‌هایتان را بهم می‌ریزد